ناگهان آکارسل کیست؟

 

ناگیهان در سال ۱۹۷۶میلادی در روستای خَلکان، از توابع شهر گِلیاز در استان قونیهٔ ترکیه به دنیا آمد.
او دوران کودکی‌اش را در طبیعت و دشت‌های گستردهٔ روستا گذراند. به همین دلیل، در خاطرات و داستان‌هایش همواره از رهایی و زیبایی طبیعت سخن می‌گفت. در کودکی از داستان‌های زنان لذت می‌برد و فرهنگ و باورهای روستا—مانند تقدس خورشید و آتش—باعث شده بود به مناطق دِرسیم و شنگال علاقهٔ زیادی پیدا کند. اگرچه در جامعه‌ای پدرسالار زندگی

می‌کرد اما رابطه‌اش با پدرش دوستانه بود

او اندوه یک ملت رانده‌شده را درک می‌کرد و سرنوشتی مشترک با آنان داشت. در سال‌های آغازین تحصیلش، زمانی که معلمش نخستین سیلی را به او زد، فهمید که بر مردم کرد ستم روا داشته می‌شود.

طی سال‌های دانشگاه، در دانشگاه غازی تحصیل کرد و دورهٔ دانشکدهٔ رسانه را به پایان رساند. بعدها از طریق جنبش جوانان با فلسفهٔ «جنبش آزادی» آشنا شد؛ و این آشنایی آغازگر جست‌وجوی حقیقت برای او بود                              .

ناگیهان در ژانویهٔ ۲۰۲۱ در نامه‌ای به دوستانش نوشت                                                                               :
«اجازه دهید رازی را برایتان بگویم؛ رازی که از کودکی می‌دانم و همیشه آن را در دل نگاه داشته‌ام. در تلاش برای فهم جهان و ساختن پیوند با آن، موجودی غیرانسانی را حس می‌کردم و می‌خواستم با او صحبت کنم. چون در روستای ما درخت نبود، لمس درخت برایم مهم‌ترین چیز بود. هرگاه درختی می‌دیدم، آن را لمس می‌کردم. اما درختان همه‌جا نبودند؛ خورشید، ماه، ستاره‌ها، علف‌ها و … دوستان من بودند. بعدها، وقتی وارد محیط‌های روستایی شدم، این احساس هیجان‌انگیز بیشتر شد. من زمانی این ارتباط را حس می‌کنم که آن‌ها در آسمان بالا و پایین می‌روند. وقتی سقوط می‌کنند و دوباره بالا می‌روند، اتفاقی رخ می‌دهد. به این فکر کنید که دستان شما ممکن است همان لمس را حس کرده باشند؛ وضعیتی غیرمعمول.»

او هنگام صحبت از روزنامه‌نگاری، از تحصیلش در بخش «پژوهش زنان» در دانشگاه حاجت‌تپه یاد می‌کرد. بر همین اساس، یکی از بنیان‌گذاران «اخبار زنان» شد.

ناگیهان می‌خواست کاری فراتر از روزنامه‌نگاری انجام دهد؛ کاری که شایستهٔ توانایی‌اش باشد. از سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ فعالیت‌های گسترده‌ای داشت. به این ترتیب از سال ۲۰۱۵ تلاش خود را برای بنیان‌گذاری «شجره‌نامهٔ زنان» آغاز کرد—باوری بی‌پایان به حقیقت زنان و ادامهٔ مبارزه‌ای ناتمام.

او یکی از نویسندگان اصلی نشریه بود و سهم بزرگی در محتوای هر شماره داشت و افق‌های جدیدی گشود. در دانشکدهٔ شجره‌نامه و مراکز مرتبط، سخنان زنان مبارز، دختران جوان و درمانگران را با دقت گوش می‌داد.

در این مسیر، ناگیهان پیامی از جامعه دریافت کرد: اینکه چگونه کلمات را با جامعه و زندگی آمیخته و به آن‌ها معنا بدهیم. او زیبایی‌شناسی را «زیبا کردن زندگی» تعریف می‌کرد و می‌گفت: «اگر زندگی را زیبا نکنیم، همهٔ زیبایی‌ها در خطرند. زیبایی پیش از هر چیز در رهایی روح زن نهفته است.» او باور داشت که ما در عصری زندگی می‌کنیم که مردم با شک به ارزش‌های خود نگاه می‌کنند، و همین شک راه حقیقت را روشن می‌کند.

ناگیهان به «راز زن» دست یافته بود و بی‌هیچ شکایت و اعتراضی کار می‌کرد. او با خود و با جامعه در تضاد نمی‌افتاد. یافتن احساس واقعی انسان زمان زیادی می‌برد—و این یکی از ایستگاه‌های مسیر او در جنوب کردستان بود. در سال ۲۰۱۹ به نقطه‌ای تازه رسید: او در مدت کوتاهی گویش کرمانجی را در میان مردم سوران آموخت و با افراد بسیاری ارتباط برقرار کرد. عشقش به هنرمندان زن سبب شد با شوق عمل کند، هرچند راه دشوار بود، اما او «شمع امید» را روشن نگه داشت.

او می‌گفت اگر ده بار هم این مسیر را طی کرده باشد، باز هم باور دارد که «زنان باید یکدیگر را دوست داشته باشند»؛ نه به‌عنوان شعار، بلکه به‌عنوان پیوندی واقعی. این چیزی است که هم زنان و هم مردان را آزاد می‌کند. آرزوی بزرگ او گردآوری خاطرات تاریخی زنان بود؛ به همین منظور زمینهٔ مشارکت زنان زیادی را در پروژهٔ آرشیو و کتابخانهٔ پژوهش زنان کرد فراهم کرد.

ناگیهان اَکارسل در ۴ اکتبر ۲۰۲۲، در اوج یکی از بزرگ‌ترین آرزوهایش، با یازده گلوله ترور شد.
ناگیهان، که نگهبان و صدای حقیقی زن بود، در روشنایی روز هدف قرار گرفت. دوستانش در مرکز تازه‌تأسیس آرشیو پافشاری کردند که فعالیت مرکز ادامه یابد. بخش ویژه‌ای نیز در این وب‌سایت ایجاد شده تا آثار ناگیهان اکارسل و نوشته‌های مرتبط با او در آن ثبت شود.

 

بازگشت به بالا