نِفِرتیتی

نِفِرتیتی که بود؟ از کجا بود؟

پیوند او با مردم کُرد چگونه است؟ برای شناخت زندگی، باور و میراث نِفِرتیتی باید پژوهش عمیق‌تری انجام دهیم. این تنها کاوش در لایه‌های خاک نیست که تا امروز پیکر او را پنهان کرده، بلکه بررسی لایه‌های اندیشه‌های کهن، منافع قدرت و رنج‌های فراوانی است که حقیقت او را پوشانده‌اند. بنابراین موضوع فقط یک شخصیت فردی نیست، بلکه بخشی از تاریخ زنان و ملت کُرد است که تا امروز به‌طور گسترده ناشناخته مانده و نیازمند تحقیق، تحلیل و نگارش است.

میتانیان و پیوند با کُردها

در سدهٔ پانزدهم پیش از میلاد، دولت میتانی در اوج شکوفایی بود و در خاورمیانه گسترش یافت. این دولت در میان دجله و فرات جای گرفت، نزدیک به سرزمین امروزین کردستان. میتانیان کنفدراسیونی از اقوام گوناگون بودند که بیشترشان از ریشهٔ هوریان، یکی از کهن‌ترین اقوام آریایی، تشکیل شده بودند. فرهنگ و میراث آنان از طریق مردم کُرد تا امروز ادامه یافته و حفظ شده است. باورهای میتانی بر طبیعت‌پرستی و انیمیسم استوار بود. هدف این دین هماهنگی میان انسان و طبیعت بود. مهم‌ترین خدا، «میترا» بود که نماد خورشید و مهربانی به شمار می‌رفت. پایتخت آنان «واشّوکانی» بود که امروز به نام «سری‌کانیه» در روژاوا شناخته می‌شود.

پیوند با مصر

در دوران میتانی، این منطقه برای امپراتوری‌های بزرگ اهمیت داشت. یکی از قدرت‌های مرتبط، مصر بود. پس از جنگ‌ها و خسارت‌های فراوان، فرعون «آمنهوتپ سوم» و شاه میتانی «توشرتا» پیمان صلحی برقرار کردند. در نامه‌های «آمارنا» (۱۳۵۰–۱۳۴۰ ق.م) دیده می‌شود که یکی از این پیمان‌ها ازدواج سیاسی بود. بدین ترتیب «تادوخیپا»، دختر شاه میتانی، با فرعون مصر ازدواج کرد. شواهد نشان می‌دهد که تادوخیپا پس از ورود به مصر نام تازه‌ای گرفت: «نِفِرتیتی» که به معنای «زیباروی آمده است» می‌باشد.

نقش نِفِرتیتی در مصر

پس از مرگ آمنهوتپ سوم، نِفِرتیتی با پسر او، آمنهوتپ چهارم (که بعدها نامش را به «اخناتون» تغییر داد)، ازدواج کرد. از آن زمان نِفِرتیتی در کنار او نقش مهمی در حکومت ایفا نمود. در بسیاری از نقش‌برجسته‌ها، نِفِرتیتی حتی پررنگ‌تر از همسرش دیده می‌شود؛ گاه در حال جنگ، گاه سوار بر ارابه، و گاه در حال پرستش خدای خورشید. این نشان می‌دهد که او قدرت و استقلالی ویژه داشت.

اخناتون دین چندخدایی مصر را تغییر داد و پرستش «آتون» (خورشید) را جایگزین کرد. این تغییرات احتمالاً با باورهای نِفِرتیتی و ارتباط او با میترا (خدای خورشید در فرهنگ میتانی) همخوانی داشت. او در دوران دودمان هجدهم مصر (۱۳۵۳–۱۳۳۴ ق.م) زندگی و حکومت کرد. نِفِرتیتی شش دختر داشت که برخی از آنان در کودکی درگذشتند. پس از مرگ اخناتون، احتمالاً نِفِرتیتی برای مدتی کوتاه خود حکومت کرد تا اینکه «توت‌عنخ‌آمون» به قدرت رسید و با یکی از دختران نِفِرتیتی ازدواج کرد.

میراث نِفِرتیتی

پس از آن، دوباره آیین‌های کهن مصر بازگشتند. برخی تاریخ‌دانان معتقدند این تغییرات پیش از سلطنت توت‌عنخ‌آمون آغاز شده بود و شاید نِفِرتیتی خود قدرت را در دست گرفته بود، زیرا فهمیده بود اصلاحات مذهبی همسرش محبوبیت چندانی نداشت.

سرانجام، سرنوشت نِفِرتیتی مبهم ماند. هیچ مدرک قطعی از مرگ یا آرامگاه او وجود ندارد و همین موضوع نظریه‌ها و گمانه‌زنی‌های فراوانی را برانگیخته است. آنچه روشن است، تندیس مشهور اوست که تا امروز نماد زیبایی، شکوه و نقش پیشگامانهٔ زنان در تاریخ مانده است. میراث نِفِرتیتی، هرچند پنهان، همچنان زنده است؛ میراثی بزرگ که از کردستان تا مصر و سراسر جهان گسترده شده است.

 

بازگشت به بالا