جمیلاجلیل

در خیابان‌های پرجنب‌وجوش ایروان در سال ۱۹۴۰، دختری به نام جمیله جلیل به دنیا آمد که در خون خود خبر آوازهای مردمی را داشت که صداهایشان اغلب در تاریخ فراموش می‌شد. در ابتدا، او به داستان‌های پدرش، آوازهای خیابان‌ها و کلمات خاطره‌ای که همه جا بود توجه می‌کرد. این پیشگامان اولیه زندگی او را هدایت کردند، هم به عنوان یک دانشمند و هم به عنوان یک مدافع فرهنگی.

او را به مدرسه موسیقی الکساندر اسپنداریان بردند، جایی که کلیدهای پیانو و نت‌های موسیقی زبان دوم او بودند. اما جمیله به دنبال چیزی بیش از مهارت فنی بود، او به دنبال روح آوازها بود — ناله‌های زنان، شادی جشن‌ها و قدم‌های آرامی که در روستاها زندگی می‌کردند بدون اینکه هرگز نوشته شوند.

در دهه ۱۹۶۰، او مأموریتی مقدس برعهده گرفت: جمع‌آوری، حفظ و بازآفرینی موسیقی مردمش. او به روستاها سفر کرد و صداهایی را ضبط کرد که ممکن بود در غیر این صورت خاموش مانده باشند. او دهه‌ها در رادیو ایروان کار کرد، آوازهای محلی را به دقت آرشیو کرد و فرهنگی پایدار از آوازهای بومی ایجاد کرد. این فقط یک آواز است.

بازگشت به بالا