ژیلا حسینی در ۲۲ شهریور ۱۹۶۴ در شهر سقز در کردستان شرقی، در خانوادهای مذهبی و میهندوست، دوستدار هنر و روشنفکر به دنیا آمد.
از کودکی استعداد ژیلا مورد توجه آموزگاران ادبیات قرار گرفت و آنان در پرورش و حمایت از او نقش داشتند.
آثار ژیلا بازتابی از دوران نو و مسائل اجتماعی بودند. او از جمله هنرمندانی بود که حساسترین مسائل جامعه را مطرح کرد؛ چرا که آثارش به نمایش ستم بر زنان و حقوق زنان در جامعه مردسالار دهههای ۵۰ و ۶۰ اختصاص داشت و توانست بر اندیشه مردم تأثیر بگذارد.
نخستین اشعار و نوشتههای ژیلا به زبان فارسی بود و این روند تا سالهای ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵ ادامه داشت. در آن زمان ژیلا در بخش کردی رادیو سنندج در برنامه «ما و شنوندگان» فعالیت خود را آغاز کرد و همین امر انگیزهای شد تا آثارش را به زبان کردی بنویسد.
آثار او بازتابدهنده دغدغههای زنان و حقوق آنان، شعر کردی مدرنیستی و مسائل اجتماعی جامعه کرد بودند. ژیلا در حوزه میهندوستی نیز مینوشت و موضوعات ملیگرایانه و فاجعه شیمیایی حلبچه بخشی از آثارش را تشکیل میدادند.
آثار ژیلا خطی رنگارنگ از آغاز شیوهای نو و زبانی تازه در نوشتن بودند تا تغییراتی در بیان مسائل مرتبط با زندگی مردم ایجاد کنند.
ژیلا در گردهماییها و نشستهای ادبی و فرهنگی، بهویژه در انجمنهای شهر سنندج و سقز، همواره شرکت میکرد. مجموعههای ادبی او شامل «رشد عشق»، «قلعههای پنهان»، «درخواست بخشش» و «قلعه راز» بخشی از آثارش هستند. او همچنین نقدهایی بر زندگی و آثار هنرمندان همدوره خود نوشت که برخی از آنها منتشر نشدهاند.
در صبح ۲۷ شهریور ۱۹۹۶، هنگامی که همراه خانوادهاش قصد داشت برای دیدار با شیرکو بیکس به تهران برود، در مسیر دچار سانحه رانندگی شد و جان خود را از دست داد. ژیلا در گورستان دوزغاره شهر سقز به خاک سپرده شد.
