مارگرت جورج

مارگرت جورج مالک شیلو (Margaret George) در تاریخ ۲۱ ژانویه ۱۹۴۲ به دنیا آمد. او اصالتاً اهل شهرستان آمَدیه بود و بعدها خانواده‌اش به دهوک و روستای برواری بالا کوچ کردند.

مارگرت دختری درس‌خوان و باهوش بود. نخستین شغلش کارمند بیمارستان بود. در کنار کار، علاقه‌ی فراوانی به مطالعه داشت و هر روز کتاب می‌خواند، به‌ویژه کتاب‌های اروپایی. او شیفته‌ی انقلاب فرانسه و تاریخ آن کشور شد و بعدها در جریان مطالعه‌هایش با شخصیت فرانسوی ژان دارک (Joan of Arc) آشنا شد و سخت مجذوب او گردید.

پس از آن، مارگرت جورج شیلو تحت تأثیر باورها و اندیشه‌های ژان دارک قرار گرفت و این موضوع با شرایط زمانه نیز هماهنگ بود؛ زیرا رژیم عراق جنگی سخت و سنگین را در خاک کردستان به‌ویژه در منطقه‌ی بادینان و نواحی اطراف دهوک، آمَدیه، زاویتَه و برواری بالا پیش می‌برد و روستاهای مسیحی‌نشین به شدت تحت فشار بودند. همین وضعیت روحیه‌ی انقلابی را در مارگرت برانگیخت.

در سال ۱۹۶۱ او با سازمان‌های انقلابی کرد به رهبری ملا مصطفی بارزانی ارتباط برقرار کرد و چند سال به‌طور مخفیانه فعالیت نمود. سپس در سال ۱۹۶۳، در سن ۲۰ سالگی، اسلحه به دست گرفت و رسماً به صفوف انقلاب کرد پیوست. او نخستین زن چریک (گریلا) شد که همراه با ده‌ها هزار پیشمرگه‌ی مرد علیه رژیم عراق جنگید. مارگرت هم به‌عنوان پیشمرگه می‌جنگید و هم به‌عنوان پرستار به مداوای زخمی‌ها می‌پرداخت، زیرا پیش از آن کارمند بیمارستان بود.

مارگرت پس از ورود به انقلاب، همواره درباره‌ی باورها و اندیشه‌های خود سخن می‌گفت و آن‌ها را عامل و انگیزه‌ای برای تبدیل شدنش به گریلا و پیشمرگه می‌دانست. او این سخنان را برای ملا مصطفی و دیگر پیشمرگه‌ها بازگو می‌کرد و از تاریخ و انقلاب فرانسه و نقش ژان دارک برایشان می‌گفت.

در شب ۲۶ ژانویه ۱۹۶۹، در روستای قەڵاقومری، به شکلی مشکوک کشته شد.

 

بازگشت به بالا